فال و جادو و طالعبینی از دیدگاه فروید
فال، جادو و طالعبینی از دیرباز مورد توجه انسانها بودهاند. اما زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، این باورها را نوعی تفکر جادویی میدانست که ریشه در ناخودآگاه انسان و…
مقالههایی درباره روانکاوی، روابط، درمان، رشد، سوگ و کیفیت زندگی.
فال، جادو و طالعبینی از دیرباز مورد توجه انسانها بودهاند. اما زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، این باورها را نوعی تفکر جادویی میدانست که ریشه در ناخودآگاه انسان و…
اجبار به تکرار و بازگشت امر سرکوبشده از مهمترین مفاهیم در روانکاوی هستند که نقش اساسی در شکلگیری شخصیت، الگوهای رفتاری، و حتی مشکلات روانی ایفا میکنند. در این مقاله،…
ترمینیشن (Termination) در روانکاوی فقط پایان جلسات درمانی نیست، بلکه فرایندی پیچیده و تأثیرگذار است که میتواند تغییرات عمیقی در آنالیزان ایجاد کند.
یکی از پیچیدهترین پدیدههایی که در فرایند روانکاوی رخ میدهد، میل آنالیزان به پایان دادن جلسات پیش از رسیدن به نقطهی تحلیل نهایی است. بررسی دقیقتر نشان میدهد که چنین…
در میان تمام اهدافی که برای رشد و موفقیت شخصی در نظر میگیریم—از پیشرفت شغلی گرفته تا بهبود روابط و مراقبت از سلامت جسمانی—یکی از اساسیترین و تحولآفرینترین تصمیمات می…
پایان هر سال زمانی است که افراد به مرور عملکرد خود پرداخته، موفقیتها و شکستهایشان را ارزیابی میکنند. این فرآیند از منظر روانشناختی دارای ابعاد مختلفی است، از جمله شنا…
در رابطه با تروما می توان به ،زمانمندی واپسنگرانه یا تأخیر توجه کرد. این مفهوم توضیح میدهد که تأثیر یک رویداد ترومازا لزوماً در همان لحظه ظاهر نمیشود، بلکه ممکن است…
سرنوشت یک امر از پیش تعیینشده نیست، بلکه نتیجهی جایگاه فرد در زبان و نظم نمادین است. تکرارهای ناخودآگاه و میل ناتمام، مسیر زندگی فرد را شکل میدهند. با آگاهی از ساختار…
چگونه موفقیت فرد میتواند احساسات ناخودآگاهی چون گناه، رقابت، اضطراب و تزلزل را در سطح فردی و خانوادگی برانگیزد.
برخلاف نگرشهای جبرگرایانه سنتی که سرنوشت را امری از پیش تعیینشده میدانند، فروید سرنوشت را بهعنوان نتیجهای از تعامل میان تجربیات اولیه، امیال ناخودآگاه، و الگوهای تک…
پول، تنها یک وسیلهی مبادلهی اقتصادی نیست، بلکه دارای ارزش نمادینی است که جایگاه سوژه را در شبکهی اجتماعی و ناخودآگاهش تعیین میکند. از این دیدگاه، پرداخت هزینهی جلسا…
در سوگ، فرد ابژهی عشق را از دست داده، اما میتواند فقدان آن را در سطح نمادین به رسمیت بشناسد. یعنی او میپذیرد که ابژه دیگر وجود ندارد و جایگاه خود را در ساختار اجتماعی…