درباره این کتاب

توصیف مکتوبِ فرایند روانکاوی، بنیان ارتباط حرفهای ماست. مطالعه، آموزش و پژوهش ما و نیز شیوهای که با آن جنبههای گوناگون آموزش خود را ارزیابی میکنیم، همگی بر چنین توصیفی استوارند. نبودِ روشی پذیرفتهشده برای برگرداندن کار بالینیمان به قالب نوشتار، ما را با مانع روبهرو کرده است. هر روانکاو ناگزیر بوده است—گاه با دشواری بسیار—روش خاص خود را برای توصیف فرایند روانکاوی ابداع کند؛ بااینحال، توصیف حاصل اغلب خودِ روانکاو یا فرایند را از نظر پنهان کرده است. کوششهای اخیر برای آموزش نگارش بالینی نشان میدهند که این مهارت را میتوان بهآسانی آموخت و این یادگیری میتواند به رشد روانکاو یاری رساند. مقالهٔ حاضر روشی برای نوشتن دربارهٔ تعامل بالینی عرضه میکند. در این روش، ساختاری سهبخشی و تکرارشونده به کار میرود: نخست، بخشی چندپاراگرافی برای «تجربهنگاری» که در آن نویسنده تعامل روانکاوانهٔ نزدیک به تجربه را در بازهای نسبتاً محدود توصیف میکند؛ دوم، بخشی «تأملی» که در آن نویسنده قدری فاصله میگیرد تا بر این مطالب مروری کلی داشته باشد؛ و سوم، بخشی «رواییِ انتقالی» که در آن نویسنده پلی به مقطعی دیرتر در روانکاوی میسازد. نمونهای بالینی از این روش ارائه و بررسی میشود. شماری از مسائل سبکی نیز مورد بحث قرار میگیرند. همچنین به شیوههای واردکردن تکلیف نگارش در دورهٔ آموزش روانکاوی و آثار این تکلیف بر روانکاو اشاره میشود.
