وقتی دانستن کافی نیست؛ پشت داستانی که درباره خود ساختهایم، چه چیزی پنهان مانده است؟
ممکن است انسان درباره کودکی، روابط، ترسها و الگوهای رفتاری خود چیزهای زیادی بداند، اما همچنان همان انتخابها و رنجها را تکرار کند. از نگاه لکان، دانستن درباره خود با مواجه شدن با آنچه ناهشیارانه در زندگی تکرار میکنیم یکسان نیست. این مقاله با تمرکز بر مفاهیم پراتیک، زبان، امر واقع، میل و تکرار بررسی میکند که چگونه داستانهایی که درباره خود ساختهایم میتوانند شیوه زندگی کردن ما را شکل دهند و چرا روانکاوی گاهی درست از جایی آغاز میشود که «میدانم» دیگر پاسخ کافی نیست. برای فهم این فاصله میان دانستن و مواجه شدن با خود، ادامه مقاله را بخوانید.